نار خاتون...

اناری را که ماند بر سر شاخه!

تاکسی های زرد بر وزن نشریات زرد...

يكشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۴۱ ب.ظ


به دلیل عدم انقراض بیماران و فعالان جنسی در تاکسی های سراسر کشور معمولا سوار تاکسی نمی شم مگر وقتی مجبور شم... مثل این بار... ولی صندلی جلو اگر خالی نباشه نود درصد مواقع سوار نمی شم که خوشبختانه خالی بود ... ولی سه نفر پشتی آقا بودن... راننده به پشتوانه ی اونا خودش رو در جایگاه قدرت دید و شروع کرد به اظهار فضل:

«میدونی خانوم! دور از جون شما دور از جون شما زنها خیلی بد شدن... خیلی از زندگی ها رو از هم می پاشونن... بلانسبت شما خیلی کثیف شدن... اصلا رحم نمیکنن به هیچ مردی... کاری ندارن طرف مجرده متاهله پیره جوونه... واسه همه لوندی میکنن...»

بدون واکنش بیرونو نگاه میکردم و اون سه نفر هم چیزی نمیگفتن... پرپروک رو که دیدم گرسنه شدم و کلا حواسم بهش نبود ولی تن صداش رو برد بالا و عشقبازی منو چیزبرگر خیالمو خراب کرد...

« خلاصه که تو فروشگاه بازار کوچه خیابون ماشین... یه چشمک میزنه و تموم... گند میزنه به یه زندگی و چند تا بچه رو بی پدر میکنه و یه زن و بی مرد.. دور از جون شما خیلی بد شدن...»

تصمیمم رو گرفتم که مدیون خودم نشم و برم اون چیزبرگر رو بخورم وگرنه مثل خوره مغزمو میخورد تا شب... پول درب و داغونم رو از اعماق کیفم کشیدم بیرون و گرفتم سمتش گفتم : « آقایی که با چندتا بچه با چشمک تموم شه حقشه که تموم شه...اصلا باید تموم شه... دم اون خانومم گرم... هرجا امکانش هست پیاده میشم» مطمئن بودم اینو بگم دیگه به پارگی پولها نگاه نمیکنه و نکرد.‌‌.. پیاده شدم و مشعوف از رد کردن اسکناس های داغانم راه افتادم سمت پرپروک...


موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۰۱
نار خاتون

نظرات  (۱۷)

۰۱ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۴۵ سِناتور تِد
:| کلِ متن به کنار :/ ولی حقِ کپی رایتِ داغان از گلوت پایین نره الهی! 
:)))
واژه دزدی تو شبِ روشن؟ خدا ازت نگذره به نظرم!
پاسخ:
:))))) والا من قبل از آشنایی با شوما میگفتم اینو...
حالا چون سناتوری من بعد برات پاورقی میزنم:))
۰۱ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۴۶ פـریـر بانو
هه... از اینایی که فقط دیگرانو مقصر می دونن حالم به هم میخوره...زن و مردش فرقی نمی کنه... زن اگه زن باشه میمونه پای زندگیش...مرد هم اگر مرد باشه میمونه پای زندگیش...اونی که قراره با یه چشمک بره همون بهتر که بره...

:: رد کردن پولای درب داغون تو کیف حس خوبیه :))
پاسخ:
والا... به نظرم اون زندگی رو نجاتم میده تازه...کار خیر میکنه اصن:)))))

از موفقیت های زندگیم محسوب میشه:)))
۰۱ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۴۹ ماهی کوچولو
جواب خوبی دادی :دی من بودم که همون شروع چرت و پرت گفتن میگفتم پیاده میشم :| 
پاسخ:
بعدشم واسه پرپروک پیاده شدم:))
سناتور راست میگه خاتون 
اصن هرجا کلمه داغان می بینم امکان نداره یاد تد نیفتم :)))
ولی دمت گرم خوب حرفی زدی به رانندهه
پاسخ:
راه اومدم باهاش دیگه:))

مخلصم:)
عجب جواب دادین😄
پاسخ:
میخواستم پول پاره ها رو نبینه:))
ببخشید، خیلی ببخشید که لفظی که می‌خوام بگم به شدت دور از ادبه اما میگم: بعضی از هم‌نوعان ما، غده جنسی متحرکن، توقعی بیش از این نمی‌شه ازشون داشت :|
بازم معذرت می‌خوام :|
پاسخ:
بی ادبی نبود که مترسک:/ واقعیت یکم تلخه ولی بی ادبانه نه:))))
راحت باش کلا...:)
۰۲ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۴۷ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
بگو اصلا ما باید خوب باشیم که چشمک نزنیم، ولی یه جاهایی شما بیا خوب باش و نگاه نکن!!
من تا حالا تنهایی سوار تاکسی نشدم:| البته نیازی هم نبود سوار شم که نشدم!!
اون آخری هم نوش جونت:)
پاسخ:
آقا بگذار حجابم پلک های تو‌ باشد و اینا اصن:))
دیگه گاهی مجبورم:/
جای شما خالی:)
خیلی واسم جالبه که میگن زن نمیتونه قاضی و ... بشه چون احساسیه ولی مرد منطقیه. بعد از طرف دیگه میگن زنا باعث به گناه افتادن مردا میشن چون مردا موجودات سست عنصرین! با یه تارمو ایمانشون به فنا میره. کلا تناقض جالبیه..
انقدر به خانما گفتن خودتونو بپوشونید مبادا مردا از راه به در بشن که دیگه خودشونم تو نقش خودشون گم شدن. باورشون شده که خیلی طبیعیه این چیزا و اصن مرد نرمال اونیه که با هر نگاهی و تار مویی از راه به در بشه! اسم هر بیماری جنسی ای رو هم گذاشتن طبیعت و سرشت مردونه!
+دم شما گرم که انقدر خوب جوابشو دادی :-)
پاسخ:
بانو راستش خیلی ربط قاضی شدن و حجاب و اینارو نفهمیدم... ولی هرچی میگی حق با توئه:)) 
خب اینکه ذاتشون انقدر سسته که نه... واقعا تا حدی غریزه شونه... ولی دیگه یه چشمک و مو رو نندازیم گردن غریزه شون...
از چشم های مرد اشعه ای میاد که پوست صورت خانوم رو عهههه چیزه نه اشتباه شد:)))

+ببین گرسنگی چه جوابای خوبی میندازه تو سر یه شکمو:))

آفرین بر تو که این چنین راننده نگون بخت رو چزوندی. والله همچین مردایی که انقد زود وا میدن برن گم شن. بعضی از این مذکر جماعت  هم که چشاشون همش ساعتگرد و پادساعتگرد درحال چرخش و دورانه.
پاسخ:
قصد من تنها انحراف ذهن راننده بود از پول های پاره ام :))))
من یه بار تویه یه تاکسی نزدیک بود با یه زنه دعوام شه که چرا خودشو جمع نمیکنه :-D
حالا خوشگلی خوش هیکلی مایه داری چیزی بودم بازم میتونستم فکر کنم طرف نیتی داشته ولی در مورد من تنها پیش فرض مسئله اینه که زنه خیلی عریضه بوده :-D
اخرشم یه صفحه فلت مانیتور خریده بودم ، اونو همینجوری فشار دادم رفت بین پای من و اون قرار گرفت

خواستم ابراز همدردی کنم :-D

پاسخ:
اووووه خُبه حالا شمام:))))
چه زجری کشیدی پس:))))))
۰۲ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۴۸ مهدی صالح پور
:)))
پاسخ:
:دی
نووووووش جانت :*
پاسخ:
جااااااات خالی:)
سلام.جاناسخن از زبان مامیگوییی!!واقعا فکرنمیکردم یکی اینجوری مثل خودم پیداشه.!قضیه ی تاکسی وفعالان جنسی!منم همیشه جلومیشینم حتی اگه نیم ساعت معطل بشم٬به نظرم ارزششوداره.من نمیدونم یعنی واقعا فایده ای براشون داره؟!
دوران دانشجویی بامینی بوس میرفتم از دماوندبه تهران وبلعکس٬یعنی قششنگ روان پریش میشدم تا به مقصد لعنتیم برسم!
پاسخ:
سلامن علیکم... نه خیالت راحت زیادیم:))
ارزش که... دروغ چرا...داره براشون واقعا-_-
منم مسیرم با ماشین بیس دیقه ست با مترو یک ساعت و نیم:/ ولی معمولا با مترو میرم:|
۰۸ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۰۱ لینک کانال تلگرام
نوش
پاسخ:
قربانت
من فقط خراب اینمک اون ی چی دیگ میگه تو حواست ی جای دیگ :))
ولی واقعن وقتی داشتم متن رو میخوندم به وسطاش ک رسیدم تو دلم گفتم دم اون زن گرم :/ خو مردک اون سیب میده تو چرا سیب میخوری...
پاسخ:
یه چیز دیگه داریم تا یه چیز دیگه آخه...چیز برگر بووود:)))
حرص نخور حالا شوما:)
عشق بازی با چیز برگر.. تا به حال هیچ جایی به این اندازه از این کلمه درست استفاده نشده بود که من هم بفهمم
پاسخ:
نه خوشم اومد... مثل خودم اهل دلی:))
مهم ترین بخش این مطلب چیزبرگر بود. آدمارو از زندگیتون بیرون کنید، بچسبید به غذا. غذا خوبه، نه تنها به روح و روان آدم گوه نمیزنه، بلکه خوشمزه هم هست و حال میده.
پاسخ:
تنها چیزی که این پست میخواست مطرح کنه همین بود:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی