نار خاتون...

اناری را که ماند بر سر شاخه!

وصیت نامه

دوشنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۱۷ ق.ظ


یه مشت شن و هی محکم میگرفتم تو دستمو آروم همه ش سر میخورد... دوتایی نشسته بودیم لب ساحل و من هی به ورم پام نگاه میکردم و به وصیت کردنم ادامه میدادم:
_ ساز دومم بمونه واسه مامانم... ساز اولم رو باهام دفن کنیدا خب؟! کتابای آموزش ویلن رو هم بذار پریزاد یکم بزرگ شد بره کلاس و یاد بگیره واسه مامانم ساز بزنه تا آروم شه... نذاری مث من شونزده سالگی ها... مامانم عاشق گریه لیلی ه... ساز میگیرم دستم میگه اونو بزن اول از همه
+ پریزاد کیه؟!
_ دخترت دیگه... باید شبیه من شه... مث من که شبیه عمه م شدم...صورتش صداش اخلاقش... یکی باید باشه که منو یادتون بندازه... ساز بزنه آواز بخونه و وقتی خیلی ذوق زده شد یواش جیغ بزنه... ولی تو حموم گریه نکنه...
+ تو که عاشق فرهان بودی؟!
_ اونم برادرزاده مه ولی یه سری چیزا رو فقط دختر درک میکنه...سینه به سینه از یه زن به یه زن دیگه باید منتقل شه
میخنده و میگه:
+ ازدواج کردیم دنیا اومد چشم
_ تمام انار ها و گردنبند انار و هرچی که نماد اناره رو باهام دفن کنید... ساعت ها و گردنبند نقره هام پیش خودت...
ذوق میکنه
_ که نگه داری برای پریزاد...
میخندم و فس ش میخوابه... یکم ورم پامو ماساژ میدم با دست چپ
_ همین ساعت و انگشتر بذارید تو دستم بمونه و دفنم کنید... دف م هم مال تو... واقعی مال تو... اون مانتو آبی گل گلی م هم مال خود خودت...
+ چه عجب!! میخوای نگه دارم واسه پریزاد؟!
_ اگه دوس داری نگه دار...کتابامو اولش بنویسین اگه جهان بعد از مرگ هست براش آرامش بخواید بعدم بدینش به یه کتابخونه... بوستان گلستان و حافظم که جلدش مخمله واسه پریزاد... شاهنامه بزرگه ولی برای فرهان... یه دفترچه ی سیاهه شعر و نوشته و رمز و آدرس وبلاگام...
+ اونم واسه پریزاد
_ آفرین... بعد ش هم واسه شهرزاد...دختر فرهان... این یه میراثه از عمه به برادرزاده ش...
لبخند میزنه...یه موج تا نوک پاهامون میرسه و هرچی با انگشت خط خطی کرده بود رو ساحل پاک میشه...
_ هرچی پاکت و کاغذ هست تو کمدم همه رو نخونده باهام دفن کنید... اون دو سه تومنم که تو حسابمه قاطی خرجای مراسمم خرج کنید... همه فیلم ها آلبوم های موسیقی مو....
+ پریزاد
_ نه دیگه... همه ش چنتاست... بدین به دوستم منا... فلش و گوشی و کابل و هدفون و بقیه این چیزارو باهام دفن... نه... بدین به بهزیستی نازی آباد...
+ بسه دیگه واقعا دلم گرفت
دوباره پامو ماساژ میدم
_ چقدر تعلقات مالی م کم بودا... آهان عطر و ادکلن هام همه ش مردونه ست بابا و داداش باهم تقسیم کنن... ولی اونی که همیشه خودم میزنمو باهام دفن کنید...کاش میشد بعد مرگم میدیدم چی میگن... همه رو میدیدم... غیر مامانم چون میمردم...
+ مردی که...
_ باز میمردم... هزاربار دیگه میمردم... این ورم و قرمزی پایی که من میبینم حتما امونمو میبره
+ خدا لعنت کنه اون پشه ی بی همه چیزی رو که یه قطره خون پای تو رو خورد و کل مغز منو
_ :)))))


موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۱۵
نار خاتون

نظرات  (۱۶)

خوش به حال پریزاد:))
عمرت بلند نارخاتون
پاسخ:
دستگاه فشار و پنسم هم مال شما اصن:))
ممنونم...
حالا جدا از اینکه عمرت درااااااز باد و سلامت باشی :دی
اومدم ببینم ته لیستت چیزی موند یا نه؟ :))
پاسخ:
حالا جدا از اینکه قربون شوما... چی مد نظرته؟!:)))
وای دختر از دست تو ، دلم گرفت اصلا :/
من هنوز نمیدونم چی میخوام وصیت کنم ...
پاسخ:
اتفاقا این پست از غم به شادی رسید ولی واقعیت امر این نبود...
۱۵ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۲۴ ماهی کوچولو
ان شاء اللّه سالهای سال عمر میکنی این چه حرفیه؟ 
خدا لعنت کنه پشه ها رو :)) یه جا رو که نیش میزنن یه کله از اونجا سبز میشه
پاسخ:
ممنون از شما ماهی کوچولو جان:)
اصن نسل ها دارن برخلاف انسان حجیم و کلفت میشن://
واییی خدا من با یه جدیتی خوندم اخرش رسیدم به پشه که الان دارم میخندم :)
پاسخ:
خب خوبه آخرش خندیدی:))
منم همیشه میگم ساغرو باهام دفن کنید. 
ساغر تارمه.
پاسخ:
بعد صد و بیس سال...
همونه عشق لطفی ای پس:)
چ با حال

به خصوص رمز وبلاگا، من همش تو این فکرم که اگه مردم، وبلاگ و کانالهام رو یکی اداره کنه و نذاره متروک بشه
پاسخ:
آره به هرحال اینجا بخش عظیمی از زندگی ماست
وصیت خیلی خوبه
یه مدت یه بار انجام بشه
عمرتون با برکت
یاعلی
پاسخ:
واقعا؟!
عمر شمام عمر نوح باد
ولی بنویس حالا که خوبه ببینم چقد بندی به اینور:))
میایم بالا مزارت املت نذری میدیم دست ملت شادی روح مرحومه که املت با کیک خیلی دوست میداشت! الفاتحه
پاسخ:
آنگاه به اذن خدا مرحومه لب به سخن می گشاید و میگویید کاش نمی گشایید:|
۱۵ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۳۲ مهــ ـــسا
لعنت به همه پشنده و گزنده ها :)
پاسخ:
اصن تف...:))
۱۵ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۴۰ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
ان شاالله خودت بالاسر پریزاد و فرهان باشی:)
منم از این وصیت ها میکنم گاهی، خوشم میاد ازاین کار! ولی اینجور مواقع یادم میفته چقدر بدهی دارم به این دنیا:(
پاسخ:
هی ام فحش بخورما:)
من به آدماش آره... از خودش طلبم دارم...
دیوار مهربانی راه انداختی ؟ :))
صد و بیست سال که نه ( نگارنده معتقد است اصنم تا اون حد به پیری رسیدن واسه یه زن هوچم خوب نیست, چه معنی داره آخه سن یه خانم سه رقمی بشه :| والاع :دی ) ولی باشی خودت ایشالا عمه بشی , خودت مادر بشی , جوجوهات با پریزاد و فرهان بازی کنن ^______^ 

پاسخ:
:))))
میدونی مشاور مدرسه اولین بار کی خواست باهام حرف بزنه ؟! وقتی تو برگه ی سنجش بزرگترین خواسته م این بود که قبل مامانم بمیرم...
جوجه هام:) تو وب جوجه هات کامنت بذارن:)
سلام ^__^
عمرتون با برکت ایشالا ^__^
ایشالا عروسیت 🌹💐

+
همسن و سال شما که بودم یادمه چندین بار وصیت نامه نوشتم و میذاشتم زیر بالشم :دی بعضی وقت ها هم‌ میذاشتم لای کتابام :)
الان ولی  وصیت نامه رو نوشتم اتفاقا و تو کیف مامانم که بهم یادگاری دادند گذاشتم :)
ولی بنظر من تا آدم خودش زنده است باید به وصیتش عمل کنه :)
چون معلوم نیست بعد رفتنش چی میشه ^__^
اصلا کسی به وصیتت عمل میکنه یا که خیر :)
در هر صورت ایشالا عمرت عین عمر نوح طولانی و با برکت باشه :)آمین 



++
این پشه ها هم میدونن خونتون شیرینه برای همینه که اومده پیشت :)




پاسخ:
سلام گیانم:)
همچنین مهربانو...🌷

آخی...ایشالا همیشه سلامت باشی ...

ای بابا کشتن منو بخدا:))
غصه خوردما :| ولی چه دلنشین بود
پاسخ:
نه نخور...:|
نوش:)
نشد اقا
سخته انصافا
خیلی چالش بر انگیزه
خیلی بیش از چیزی که تصورشو میکردم
چند خط نوشتم
هنوز پیش نویسه
میتونم حرفشو بنویسم ولی نشوتنش سخته
پاسخ:
حالا یکم دیگه تلاش کن... ببین واران هم منتظره:)
ممنونم 
بنظرم چالش خوبیه اگر تو بیان همه گیر بشه و گفته بشه :)
 خیلی هم خوبه جناب زمر دومین نفر باشه :))

ایشالا عمرتون با برکت ...
عمر جناب زمر هم همینطور...
پاسخ:
هرکی مینویسه بسم الله... مام میخونیم:)

ممنون عزیز جان... همچنین🌷

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی