نار خاتون...

اناری را که ماند بر سر شاخه!

دیدار با نفس خانوم نقره ای...

پنجشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۵:۰۶ ب.ظ

گفتم هر وقت بگی من اون روز وقتم آزاده... گفت هر ساعتی قرار گذاشتیم تا نیم ساعت به من فرجه بده که آدرس پیدا کردنم فاجعه ست... لبخند زدم از شوخیش پیش خودم ولی جدی بود گویا:/ یه ربع زودتر رسید تئاتر شهر...منم... ظریف بود و کوچولو... منم... ناخن هاش بلند بود و انگشتاش کشیده... منم... اسمش هم وزن و هم قافیه بود باهام با تفاوت یه حرف... خوش رو و گرم... احتیاجی به یخ آب شدن و اینا نبود... خودمونی بود... و منم... تفکرات و اعتقاداتش در عین روشن بودن چارچوب داشت و این بزرگترین دلیل بود تا کیف کنم باهاش...
 حرف میزدیم و نهار میخوردیم ... هوا آفتابی بود و نفس پشتش به خیابون بود یهو گفتم چه رگباریه... با یه نیشخند نیم نگاهی به پشتش کرد و یهو کامل اونوری شد گفت عههه!!:/ چجوری بریم پارک؟ گفتم میخوای نریم بریم یه کافه همین اطراف؟ گفت قرار بعدیمو پارک ملت فیکس کردم آخه... خلاصه از میدون ولیعصر راه افتادیم سمت پارک... وسط راه زنگ زد به دوستش که بعد من باهاش قرار داشت... گفت سه میاد پارک ملت تا با هم بیان تئاتر شهر:| خواهرم چرا خب؟!:// 
کلی از مشهد و بندر و خانواده و تهران و دوستان مجازی و و و و حرف زدیم... انقد حسم بهش خوب بود و راحت بودم باهاش که واقعا میخواستم بگم شب بیاد پیشم و سوئیت نمونه که گفت با دوستشه و اون تنها میمونه... 
دوستشم مثل خودش خانوم و دوس داشتنی بود... قول نمیدم باهاش نرم بیرون نفس:)
موقع خدافسی محکم بغلش کردم... انگار که یه رفیق چند ساله تو آغوشمه... رفتن تو سالن تئاتر و منم راهی خونه شدم...
پیشنهاد نفس نقره ای مون رو برای بیرون رفتن در هر شرایطی بپذیرید:)

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۱۴
نار خاتون

نظرات  (۱۱)

۱۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۱۴ یا فاطمة الزهراء
ای جانم 
همیشه به خوشی
انقد که از نفس تعریف کردی مشتاق شدم ببینمش حتما :) 
اصلا چطوره یه دورهمی دخترونه راه بندازیم؟ :دی 
پاسخ:
تو ام همینطور عزیزم...
خوبه موافقم:)
این دختر محشره.
تو هم :/
پاسخ:
چرا پوکرفیس پس؟!:/
نفس یکی از ادماییه ک بینهایت دوس داشتم ودارم ببینمش:))
پاسخ:
حتما اینکارو بکن...
سلام
ایشون همونی هستن که تو بیان وبلاگ دارن؟
خوشبحالتون که یه دوست خوب پیدا کردید
پاسخ:
سلام
بله...
دوست بود دیدمش:)
:)
چه خوب :)
پاسخ:
اوهوم:)
آخ قلبم ^_^ خیلی خوب بود مرسی که اومدی :)
پاسخ:
ماچ و موچ و اینا اصن ^_^
۱۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۳۰ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
=)خیلی عشقه
خیلیا
اینقد کیف میکنم از مصاحبت باهاش اینقد دوسش دارم اینقد زیاددددد
اصلا هرکی از نزدیک ندیده این خانوم دکتر دوس داشتنی رو ضرر کرده*_*
پاسخ:
والا بخدا...:)
بودن باهاش کیف میده 
سلام 
ایشالا 
همیشه به خوشی :**
روژت بمارک نار خاتون گیان 🌺🌸🏵🌹🌼



+
منم مثل فاطمه تقاضای یه دورهمی دخترانه در همین دو هفته دارم :))
با وجودی که نمیدونم چی بپوشم :دی 
بابا بیاین همین پنجشنبه دورهمی بذارین که هم نذری منو بخورین هم من اینجام :دی 
مثلا من شخص خیلی مهمیم :دی :))
ولی انصافا تا تو تهرانم بیا و خواهری کن مدیریت یه دورهمی رو تحویل بگیر :)
وگرنه دیگه معلوم نیست من کی دوباره بیام شما دوستان جوان رو ببینم :))
دورهمی مستر هولدن هم که نمیتونم بیام :|:)
یا حداقل هفته دیگه :)
نرسیده به ماه مبارک من اینجام حالا خودتون میدونین :))
ممنونم 



++
الان نار خاتون این کامنت روز جمعه پاسخ میده :دی 
پاسخ:
سلام عزیزم...ممنونم❤🌷
روز شمام مبارک:)
من که پایه ام... فقط بذار ببینم تا فردا برنامه م چجوریه...بعدش یه روز باهم هماهنگ میکنیم:)

نه بانو:)) دوشنبه ست:)) 
و اما بعد :))



همون واران /باران ؛)
مرسی :**
پاسخ:
عزیزی:)
دوستای ناب ِ وبلاگی :)
پاسخ:
میایم جنوب ایشالا:) 
۲۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۲۱ اسفندیار گرشاسبی
به نظرم اگر تلاش شما در فضای مجازی در راستای همسریابی بود الان بچه هم داشتی 
نفس چیه؟؟؟
بچسب به زندگیت بچه:))))
پاسخ:
بدددو برو خونتون بابا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی