نار خاتون...

اناری را که ماند بر سر شاخه!

آن من است

سه شنبه, ۲ آذر ۱۳۹۵، ۰۲:۱۱ ب.ظ

شاید روزی فسیل اشک هایم را بر سینه ات بیابند...
سنگپاره ی انگشتانت را روی استخوان بازوانم...
چندین هزار سال دیگر بدانند...
بار دل سبک کردم...
در امن ترین موطن جهان...

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۰۲
نار خاتون

نظرات  (۹)

۰۲ آذر ۹۵ ، ۱۶:۳۳ امیر بهزادپور
به به، لذت بردم از این کوتاه زیبا...
پاسخ:
ممنون از لطفت...
۰۲ آذر ۹۵ ، ۱۸:۱۶ یا فاطمة الزهراء
چه عاشقانه ی زیبایی :)
عشق تون پایدار
پاسخ:
ممنون بانو:)
ایشالا واسه شما:)
۰۲ آذر ۹۵ ، ۲۰:۰۱ پـامـ ـوک
چقدر نشست به دل...
پاسخ:
از دل بود:) ممنون
آنچه از دل برآید... لاجرم بر دل نشیند :)
وقتی اولین دلنوشتم رو برای عشقم خوندم جمله بالا رو بهم گفت ^_^
حالا منم همون جمله رو به تو گفتم :))
عشقت ابدی نارخاتون جان...
پاسخ:
اومممم...مچکرم مچکرم:)
عشق شما نیز هم بانو جان:)
۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۸:۰۹ نفس نقره ای
[گریه شدیدِ وی]
پاسخ:
وای یا وی؟!:(
وای را چرا معنا بُنمای[با سکون نون]
۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۹:۵۳ نفس نقره ای
وِیْ به معنیِ او، سوم شخصِ مفرد در ضمایرِ منفصل فارسی :)))
مراد از وِیْ خودِ شخصِ شخیصم است :دی
پاسخ:
دانم بانو گفتم چرا ای وی؟!)) چرا گریه ی شدید؟!
۰۴ آذر ۹۵ ، ۰۱:۱۷ نفس نقره ای
دو نخطه سوت زنون در حال محو شدن تو افق :)))
وایِ گریه وی رو به زودی فاش خواهم کرد :دی
پاسخ:
زود تر فاش کنید...مرسی اه:))
۰۷ آذر ۹۵ ، ۲۱:۴۰ علیـ‌ تَرین :)
دلنشین بود ... ! بسیار :)

پاسخ:
ممنون:) نوش جان
پس از هزار سال... 
بعد از هزار سال دیگه هیچ فایده ای نداره
پاسخ:
اونا میفهمن خب...
وگرنه منکه همون موقع بار دل سبک نمودم:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی