نار خاتون...

اناری را که ماند بر سر شاخه!

او نوشت درباره ی من...

جمعه, ۱۶ مهر ۱۳۹۵، ۰۸:۳۲ ب.ظ

دختر است، جوان است، راه دوری نبود آن وقتی که دهه ی سوم زندگی اش را شروع کرد،رشته ی تحصیلی اش در بیمارستان میگذرد... زیبا است، ظاهرش و باطنش. آراسته است، باطنش و ظاهرش! محترم است و خوش مشرب و خودمانی و قاعده مند! شیطان است، از این شیطان های دوست داشتنی، شلوغ است، شر است و تُخس، تُخس خوب البته! حساس است ، زیاد حساس است، برگ گُل است انگار، اما عمرش عمر نوح باد! خانم است، ذاتا مادر است، ذاتا نگران است، او دختر پاییز است، به رهایی پاییز و به تعهد برگهای کاجی که در هیچ طوفانی از درخت جدا نمیشوند! 

کتاب میخواند، یک نیمچه ارادتی به کوئلیو دارد، اخیرا کارلوس فوئنتس را هم بدک نیافته! دیوانه ی لئون حرفه ای است، اما اخیرا ماهی بزرگ را هم خوب دیده! شهرام ناظری یا به قول خودش "عمو شهرام" را دوست دارد، هنرمند است، خیلی هنرمند است! ساز میزند، چه سازی اش را به شما نمیگویم؛ گاهی هم میخواند، به سان سیرنی که دریانورد محبوبش را بر صخره میکوبد... دست کوچکی بر نقاشی دارد و خودتان که شاهدید، مینویسد! و به نظر من خیلی خوب مینویسد!

انار را میپرستد، گردو و پسته ی تَر و تازه را عاشق است! آلو و لواشک و لیموناد فرانسوی را هم میپسندد، برنج را هم خیلی دوست دارد، خوش خوارک است کلا، اما پُر خور نیست! من به شما توصیه میکنم اگر روزی عاشق دختری شدید، عاشق یکی اش بشوید که خو ش خوراک است!

دختری که اینجا را مینویسد، من نیستم، اوست ... اوی من




"م.ع" نوشته به تاریخ شانزدم مهر ماه هزار و سیصد و نود و پنج خورشیدی

.

+ بگذارید او درباره تان بنویسد:)

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۱۶
نار خاتون

نظرات  (۸)

ساز و صداش و ظاهر و باطن و سلیقه ش که عالیه.
خوراکش هم میریم رستوران، به چشم میبینیم :-)
پاسخ:
ممنون و ممنون و ممنون و ممنون...
مهمون شما بریم...کی کجا؟!:))
عه یه ممنون کم گفتم...ممنون:)
۱۶ مهر ۹۵ ، ۲۲:۴۶ نفس نقره ای
به و به و به :دی چه بوی عشقی اومد :))
پاسخ:
ایشالا شمام استشمام کنی:)
«اوی من » دوست داشتنی :))
خوش خوراک واقعن نکته خوبی بود :))) 
پاسخ:
بلو جان من با اجازه ت متنی که گذاشتی از وقتی نیچه گریست رو گذاشتم اینستاگرام...:/باید اول میگفتما ولی گذاشتم دیگه:/[نارخاتون خجل]
اصن از مهم ترین هاست:))
می‌دونی اگه به اوی من بگن راجع به من یه چیزی بگه اولش شاید تو افق یه دقیقه محو بشه و بگه وقتی می‌خنده و وقتی لبخند می‌زنه خیلی دوسش دارم ولی... بعدش حقیقتا می‌گه خل و چل و دیوونه است و بس!! 
:))))))))))))

الان من اصلا حسودیم هم نشده :p
پاسخ:
عزیزم:))))))))
دلشم بخواد...:/
دختر که دیوونه بازی درنیاره که نمیشه اصن:))
:)))))
هروقت «او» حقوق گرفت :-D
پاسخ:
صدات قطع و وصل میشه دکتر :دی
۱۷ مهر ۹۵ ، ۱۹:۵۷ آقای ربات
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
عجب دختر خانومیه !!!!
*** ****** ***** * خخخ
نارخاتون جان این چه حرفیه، کل وبلاگ شش دانگ به نام خودتون :)

پاسخ:
عزیزدلی بانو:)
۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۹:۱۸ میرزاده خاتون
متن انقدر خوب و قویه که انگار یه بلاگر حرفه ای اون رو نوشته و من حس می کنم اون بلاگر رو می شناسم :)
خوشبخت بمونید همیشه باهم ^_^
پاسخ:
احتمالا حدس اولت درسته و با احتمال بیشتر حدس دومتم درسته:دی
ممنون عزیزم...
همچنین شما و امیرجانتان:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی